تبليغاتX
ناگفته های یک جانباز

ناگفته های یک جانباز

آنچه می خوانید را باور کنید

چقدر تلاش می کنی خود را "کریه"تر نشان دهی.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 5:42  توسط سید بزرگوار جهان تشیع. پوریا  | 

عشقه عشقه عشقه... احمدی نژادو عشقه

آقای مردمی نژاد!

نمی دانم کسانی که از تو حمایت می کنند امتداد مهر تو را می خواهند یا مهروزی ات را یا عزت ملی را. نمی دانم آیا غرور ملی به انسان دست می دهد وقتی به امریکا فحش می دهیم. نمی دانم احساس عزت داریم وقتی عرب ها را تحقیر می کنیم. نمی دانم چه کار کرده ای که الان از تو حمایت می کنند. نمی دانم به خاطر آن ۱۰۰۰۰۰ پروژه است؟ نمی دانم به خاطر کاهش تورم است؟ نمی دانم به خاطر اشتغال زایی است یا اشتغال زدایی؟ به خاطر وضعیت استثنایی مسکن است یا تحولی شگرفت در سیاست خارجی؟ شاید به خاطر "معجزه هزاره سوم" بودنت اینقدر طرفدار داری. رجبی گفته بود: بسم الله. بیایید مرا ترور کنید. و شاید اگر کمی بزرگتر بودم حتمن این کار را می کردم که یک زن (منظور جنسیتی نیست. منظور عفاف و حجب و حیاست) به خود اجازه می دهد در مورد رفسنجانی و میرحسین  و کروبی و کرباسچی بیانیه صادر کند و جلسه کارگزاران را مفسده ای در اسلام بخواند و رکیک ترین فحش های "سیاسی" را نسبت دهد به آنها و آب هم از آب تکان نخورد.{ ...و اللهُ علی کل شیٍ علیم} و خدا بر همه چیز داناست و نمی دانم چرا نمی ترسند دینداران.

داشتم سوال می کردم! به خاطر وضعیت عالی اقتصادی است یا موقعیت مناسب تحصیل؟ پفففف.

۱) به نظر چند درصد مردم ایران "مومن" هستند؟

۲) حالا اگر فرض کنیم آن درصدی هم که "مومن" نیستند، اعتقاد داشته باشند و عزاداری ها سینه بزنند و نذری بدهند و اعیاد را حشن بگیرند، آیا با شکم گرسنه (حداقل مادیات) معنویت حاصل می شود؟ نمی خواهد شروع کنید به گفتن عباراتی مثل "ساده زیستی مومن" و اینکه باید از مادیات دور شد تا به معنویت رسید. اول فکر کنید بعد پاسخ دهید.

۳) و فکر نکنید دسته دوم در اقلیت اند.

من دیده ام کسانی را که اگر حقوقشان دیر و زود شود، خدا را بنده نیستند. و نه اینکه فقط "دیده ام" و هر روز دارم می بینم و خواهم دید که مردمی که معیشت درستی ندارند و به قول محسن رضایی (که خیلی خوب حرف می زند) معیشت آنها در شان اسلام نیست آیا نماز جمعه می آیند. آیا می توانیم آنها را برای ظهور و فراهم کردن مقدمات آن آماده کنیم؟ حتما همه یاران امام زمان (عج) شماها هستید که به "عزت" رای می دهید؟ یا شاید اصلا ما ارزش این حرفها را نداریم و نباید روی ما "سرمایه گذاری" کرد  و روی روستایی ای که خیلی بیشتر "جواب" می دهد "سرمایه گذاری" کنیم خیلی بهتر است.

آقای محمود احمدی نژاد!

برو... فقط همین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 21:29  توسط سید بزرگوار جهان تشیع. پوریا  | 

نامه (قسمت اول)

سلام آقای احمدی نژاد

شنیده ام که به شهرستان و دهات ها می روی و با خودت گالن گالن آب می بری و سیم کشی کرده ای تا برق داشته باشند و جاده هایشان را آسفالت کرده ای تا راحت تر به شهر بیایند. شنیده ام که خیلی آدم خوبی هستی و نامه های مردم را کرور کرور جواب می دهی و "دستی" پول به ملت فقیر می دهی و همه را خوشحال می کنی و بوی "رجایی" می دهی. در روزنامه خواندم که عاثقه رجایی گفته بود تو اصلا شبیه رجایی نیستی و به خودم گفتم این حتما یک نمایش سیاسی است که "اعتماد ملی" بخواهد وجهه تو را پیش ما خراب کند. و  دوباره خواندم که صادق زیبا کلام گفته بود که تو همینطور داری "آتو" می دهی به اسرائیل و امریکا که وجهه "ملت" ایران را آن ور دنیا خراب کنند و "هی" بگویند ایرانیها تروریست اند. که خیلی ناراحت بودم اما این غرور ملی نگذاشت دلخور شوم از دستت چون احساس می کردم ما "مورد توجه" هستیم و همین بس برای کسی که نفسهایش بوی مرگ می دهد. چند روز بعد خواندم که ۴۳ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی کاهش یافته و قرمز شدم که واقعا چرا اینقدر؟ و بعد سریع در جوابم گفتم: نفتمان خیلی ناخالصی دارد! و نمی دانم چه ربطی داشت اما همین به ذهنم رسید. اما نمی دانم چرا "گشت" ارشاد راه انداختی که الان تمام کاندیداها (حتی رضایی) بیایند بگویند فرهنگ سیاسی بدرد نمی خورد. که در جواب گفتم اینها کار رئیس جمهور نیست و رئیس کل قوا یعنی رهبر دستور می دهد که اینها کارها صورت بگیرد یا نه. نفس راحتی می کشم که هنوز وجهه ات آنقدر خراب نشده بین ما و هنوز هم امیدواریم که دوباره بروی سازمان ملل و "فحش" بدهی به اسرائیل و ما اینور فحش بخوریم از امریکا.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 16:4  توسط سید بزرگوار جهان تشیع. پوریا  | 

دغدغه ها

به نظر شما ما برای خیار و گوجه انقلاب کردیم و جبهه رفتیم؟ یا مثلا برای کنترل قیمت سیب زمینی در بازار میوه و تره بار و پخش به موقع پیاز در سطح کشور چندین سال از عمرمان را صرف تغییر رژیم کردیم؟

اخبار را که می بینم، وزیر کشاورزی می گوید ما دیگر مشکل پیاز نداریم، یاد آن دوران می افتم که کتابهای صادق هدایت می خواندیم و نقدش می کردیم و در مورد آرمانهای انقلاب حرف می زدیم و خوشحال بودیم از انقلاب فرهنگی. اشک جمع می شود در چشمم و بی اختیار داخل اتاقم میروم که کسی متوجه نشود و گریه می کنم. گریه می کنم برای این وضع و تورم ۲۵٪ و همه چیزهایی که امام حتی فکرش را نمی کرد که مردم(ملت) برایش دعوا و نزاع هم بکنند. امام چیز بیشتری می خواست. و معلوم بود از آن "آب را مجانی می کنیم. برق را مجانی می کنیم. ...." که در اندیشه "دسترسی راحت(تر) مردم به خیار" نبوده است. 

امام بالاتر را دیده بود...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 15:38  توسط سید بزرگوار جهان تشیع. پوریا  |